تجسمي از عشقي حقیقی
سلام.
حال شما؟ خوبین؟ چه خبرا؟.. اگه
تقویم رو یه نگاه انداخته باشین حتما دیدین که امروز٬ دوشنبه بیست و یکم
تیر٬ روز "عفاف و حجاب" نام گذاری شده. من خیلی وقته به دنبال
بهانه ای بودم که از حجاب بنویسم. راستش تو جایی که ما زندگی میکنیم تا همین
چند سال پیش که راهنمایی بودیم پوشیدن چادر اجباری بود و مدیرمون شدیدا سخت
میگرفت! نمی دونم الان چه جوری شده. به هر حال... من اون
موقع در عین حال که بنا به اجبار محیط چادر می پوشیدم همیشه از چادر بدم میومد. تا
به حال شده از خودت سوال کنی: چرا مرد ها خیلی بیشتر از زن ها رو حرکت خانوم
هاشون٬ یا دختر ها و یا خواهرهاشون حساسن؟ دقت کردی ما دخترها خیلی وقت ها خیلی
راحت از برادرهامون برای دوست هامون حرف میزنیم. بدون هیچ حساسیت و حتی گاهی خیلی
با افتخار؟! چند
وقت پیش من یه سر رفته بودم سایت
شاهدان. جایی که جمعی از اساتید٬ مشاوره
میدن. یکی از معروف ترین هاشونم: آقای دکتر حمید حبشی. یه دختر خانومی سوالی کرده
بود تو این مضمون٬ (تا اونجایی که یادمه): "....من با یه آقایی چند سالی
رابطه دارم . و ایشون گفته که من با تو قصد ازدواج ندارم..." و در نهایت:
"...رابطه من با ایشون چه جوریاست؟ چی کار کنم؟..." حالا جواب دکتر حبشی
رو بخون: "بنام خدا. عزیز گرامی! آن مرد یک خائن
تمام عیار است
!..." دقت
کردی خیلی وقت ها خانوم های کم حجاب از طرف بعضی آقایون خیلی مورد
احترام قرار میگیرن؟ مطمئنا شما رو که نمی دونم ٬اما من
خودم(البته قبل از کشف این اسرار شگفت!!) با خودم
میگفتم: "به به. بارک الله
زهرا. معلوم نیست تو عمق وجود تو چه گوهری هست که در رفتار و منشت هویدا شده و این
طوری این بنده خدا رو مجذوب خودش کرده!!"
و اما جواب ها : همه این تفاوت ها بر میگرده به آگاهی آقایون از مسئله و
متاسفانه ناآگاهی ما. نا آگاهی از چی ؟ الان برات میگم: شاید
مثل اون زمان هایی که من اصلا نمی تونستم تصورش رو هم بکنم، احتمالا تو
هم نمی دونی که آقایون با بد حجابی خیلی هاشون خواسته یا ناخواسته تحریک می
شن. مطمئن هستم که آقایون با خوندن این میگن:
"خب... این که واضحه. یعنی میخواین بگین خانوم ها این چیزها رو نمی
دونن؟" باور کنید خیلی هاشون نمی دونن!! ما زن ها اصولا با نگاه کردن به یک
آقای حتی جوونی که با وضع فجیعی هم ممکنه بیرون اومده باشه تحریک نمی شیم. معمولش
اینه.
بدبختی اینجاست که ما فکر میکنیم مردها و زن ها یه جور
تحریک میشن. تو یه وبلاگی میخوندم: راه اصلی تحریک آقایون نگاهه ٬در
حالیکه راه تحریک خانوم ها لمس و تماس. برای همین
ما زن ها به طور نا خودآگاه خیلی وقت ها فکر می کنیم که اصلا امکان نداره با بیرون
بودن موی ما یا یه آرایش صورت یا یه کم لباس های اون جوری (!) کسی بخواد
تحریک بشه! جلب توجه رو که میدونیم و برامون واضحه اما مورد سو استفاده قرار
گرفتنش رو به جرات میتونم بگم خیلی هامون نمی دونیم. اصولا حساسیت
بیشتر آقایون به دلیل همین آگاهی اون هاست. چون اون ها خیلی بهتر از دل هم
جنس هاشون خبر دارن! اولا نمی دونستم چقدر درسته ولی دقت که کردم
به این نتیجه رسیدم شدیدا که: آقایون از وضع ظاهری و رفتار خانوم ها خیلی زود
ممکنه تحریک بشن یا در خوش بینانه ترین حالت از طرف یه خرده سواستفاده کنن!!! برای
اینکه مطمئن شی میتونی اینجا کلیک کنی و نظرات شگفت انگیز آقایون در
کل زن ها به خاطر زیبایی بیشترشون نسبت به مردها خلاصه کلام: به جون خودم و شما زن خیلی می تونه منشا فتنه بشه بعید
میدونم کسی به شناخت درست برسه و باز هم بتونه به واسطه پوشش نه چندان
مناسبش و حرف زدن و این جور چیزها٬ به کسی اجازه بده ازش سو استفاده
کنه.... چی بگم دیگه؟ همین... کلام آخر: من فاطمه زهرا (س) رو پذیرفتم و مطمئن هستم و مطمئن باش که اون برای تمام کارهاش
دلیل
منطقی داره.نه تعصب بی دلیل. پس
به حجابش هم ایمان بیاریم. بدونیم که حجابش و حجاب مون هرگز کار بیهوده و عبثی
نخواهد بود. تماما بر اساس واقعیت ها و ضروریاتی ست که ممکنه ازش کامل
آگاه نباشیم. به فاطمه اعتماد کن. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است، عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند، بجز ما کسی زیر باران نبود زمان روی یک سیب آغازشد ولی سیب آغاز انسان نبود خداخوردن سیب رامنع کرد خدا آن زمان ها مسلمان نبود خدا دید ما دوستدار همیم که از خلقت خود پشیمان نبود اگر لذت با تو بودن نداشت چنین خوردن سیب آسان نبود خدا راند ما راشبی از بهشت بهشتی که اندوه درآن نبود زمین ذره هایی پر از درد داشت فقط آدم این گوشه مهمان نبود خیابانی اول خدا آفرید که جمعیت آن فراوان نبود بجز ما که درآن قدم می زدیم کسی عابرآن خیابان نبود دل آدم آن وقت ها غصه داشت ولی غصه اش قحطی نان نبود وحالا به خاطر می آریم ما زمانی که زنجیر وزندان نبود زمانی که هنگام مجرم شدن بجز سیب دردست انسان نبود مرتضی کردی بيا گناه ندارد به هم نگاه کنيم و تازه،داشته باشد،بيا گناه کنيم بيا بساط قرار و گل و محبت را دوباره دست به هم داده، روبراه کنيم اگر به خاطر هم عاشقانه بر خيزيم نمي رسيم به جايي که اشتباه کنيم براي دلخوشي چشم هايمان هم هست بيا گناه ندارد به هم نگاه کنيم فرامرز عرب عامری نه ادیبانه ... نه ادبانه ... نه زندگی ... نه جنگ ... نه مرگ ... نه مردگی ... نه خنده ... نه گریه ... نه بودن ... نه نبودن ... نه رفتن ... نه نرفتن ... نه گفتن.. نه نگفتن.... نه خوندن... نه نخوندن ... نه عشق ... نه نفرت ... نه علاقه ... نه دوست داشتن ... ... همه و همه و همه ... پوچند ... برای من جز سرابی پوچ و تهی چیزی نیستند ... که هیچگاه نه تجربشان میکنم ... نه کردم ... و نخواهم کرد ... جز سختی نفس کشیدنم ... جز رنج ماندنم ... جز صدای نعره های جان سوزم ... چیزی ندارم ... جز تنهایی ... سردی ... سیاهی ... و سیاهی ... به سان کلاغی زشت رو ... که هیچ زیبایی ندارد ...و فقط و فقط صدا و نوایش غار غار است ... بعضی شوم ... و بعضی بد خبری را از او سراغ دارند ... و هیچ یک از دل پاکش خبری ندارند ... اخر مگر گناه او چیست که زشت رو و زشت صداست ... گناهش چیست که باید زندگی و زندگی کردنش سیاه باشد ... باید با سیاهان باشد ... و من خود خود خود خود کلاغم ... هیچکس نخواست بفهمد ...که آیا دلم نیز سیاهست ...؟!!! همه ... ظاهرم را دیدند ... آری .. ظاهر ... . ظاهرم به پشیزی نمی ارزد ... شاید کل وزن کلاغ و یا کل ارزشش جویی نیز نباشد ... . اما دلی دارد ... که قدر دریاست ... بی کران بی کران ... آبی آبی ... پاک پاک ... آنقدر پاک که حتی در تصورت نمیگنجد ... اما کجاست ... چشم دیدن و خواستنش ...؟ همه و همه ... و آری تو ... از کلاغ چی میدانند و میدانی ...؟ من همان کلاغ زشت صورت و زشت نوایم ... همه مرا با سنگ میزنند ... تا ببینندم ... دست به سنگ میشوند ... . بزن ... بزن که هیچ ترس و هراسی ندارم ... هیچ وحشتی ... من زاده سنگم ... من از سنگها دوستی بهتر ندیده ام ... ندیده ام ... . بزن ... نپرس ... و بزن ... که سنگهایت بی آنکه دلت خواسته باشد ... و یا دانسته باشی ... زخمی از زخمهای بی شمار مرا التیام می بخشد ... من کلاغم ... و نوایم غار غاریست که تو از شنیدنش ... نفرت داری ... آری تو ... . بزن سنگت را ... بزن ... بزن ... ... .............................تنهایی.......................مرگ............................سکوت......................... راه راهيي نيست كه پاي رفتن داشته باشد.. راه همان است. اما همسفرانت چه نامردند.. . هر روز ... هر روز..... و هر روزهااا.... همه و همه براي اين ميآيند كه تو .. تو.. خود تورا به آغوش بگيرد.. . آغوشي سرد و .. تاريك و.. غم بار.......... . و تو ديگر نميتواني .. آرزو داشته باشي...... نمي تواني باران داشته باشي.... شعر داشته باشي.. . عقربه هاي ساعت در پي هم مي دوند .. چه تلاش پوچي...... . مثل انسانها كه در پي دوستي مي دوند ........... اما اين كارشان از كار عقربه ها پوچتر است.. . خودشان ادعاي دوستي ميكنند....... و در آخر به راحتي از .. او هيچ نامي و نشاني به ياد نمي اورند.. . آه خدايا.................... من از زيستن بيزارم.................. از بودن بيزارم................ مرا مرگ عطا كن.. ......................... تنهايي ......................... مرگ ......................... سكوت ......................... اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟ بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد من که در تردیدم تو چطور؟ نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت گفته بود آن شاعر : هر که خود تربیت خود نکند حیوان است آدم آنست که او را پدر ومادر نیســـــــــت من به آمار،به این جمــــــــــــــــــــــــــــع و به این سطح که گویند پر از آدمهاست مشکوکم نکند هیچکسی اینجا نیســــــــــــــــــــت من به آمار زمین مشکوکــــــــــــــــــــم چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟ من که می گویم نیست گر که هست دلش از کثرت غم فرســـــــوده ست یا که رنجور و غریــــــــــــــــب خسته ومانده ودر مانده براه پای در بند و اســـــــــــــــــــیر سرنگون مانده به چــــــــــاه خسته وچشــــــــــــم به راه تا که یک آدم از آنچا برسد همه آن جا هستــــــــــند هیچکس آن جا نیست وای از تنـــــــــــــــــــــــــها یی همه آن جا هستـــــــــــــــند هیج کس آنجا نیســـــــت هیچکس با او نیســـــــــت هیچکس هیچکـــــــــــــس من به آمار زمین مشکوکم من به آمار زمین مشکوک چه عجب چیزی گفت چه شکر حرفی زد گفت:من تنهایم هیچکس اینجا نیست گفت:اگر اشک به دادم نرسد می شکنم اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم بر لب کلبه ی محصور وجود من در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم اگر از هجر تو آهی نکشم اندر این تنهایی به خدا می شکنم به خدا می شکنم من به آمار زمین شک دارم چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟ ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته یک سینه غرق مستی دارد هوای باران از این خراب رسوا امشب دلم گرفته امشب خیال دارم تا صبح گریه کردن شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته خون دل شکسته بر دیدگان تشنه باید شود هویدا امشب دلم گرفته ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته چهار می شود گاه میل می کند به صفر گاه نیز می زند به کله اش... هوس کند می رود به آسمان، هزار می شود. یک و یک برای من... -- من که سال هاست در ردیف آخر کلاس زندگی نشسته ام -- جز دو خط ساده نیست؛ جز دو خط که پا به پای هم در سفید صفحه راه می روند، وز این جهان خط کشی و کاغذی عبور می کنند... جز دو خط ساده که در انتهای دور در تقاطع زمین و آسمان؛ روی خط نازکی به نام زندگی عاقبت به پای هم ... پیر می شوند! « توی گوشتان فرو کنید! یک و یک مساوی دو است. » آه... من که حرف این حساب را سرم نمی شود عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد life whithout love is none sense and goodness without love is impossible زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن love is something silent , but it can be louder than anything when it talks عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود love is when you find yourself spending every wish on him عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی love is flower that is made to bloom by two gardeners عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند love is like a flower which blossoms whit trust عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید love is afraid of losing you عشق یعنی ترس از دست دادن تو no matter what the question is love is the answer پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست love is the one thing that still stands when all else has fallen زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است). مثل دریایی از احساس شناور در خاک خاطره پنچره ای رو به بهشت ایام مثل اعجاز شکوفایی باور در خاک خاطره یک بغل احساس دل تنگ شماست یاد ایام سفر کرده سراسر در خاک خاک اما نه همان خاک زمستانی و سرد خاک پهلو زده بر عرش تناور در خاک من پرم از همه ی خاطره های روشن مثل فانوس پر از سوز منور در خاک سوز یعنی که بسوزی و بسازی با خود یعنی احساس کنی فاصله ها را تا خود حالیا حال سفر داری اگر بسم الله با خودت سوز جگر داری اگر بسم الله مثل دلتنگ ترین مرغ مهاجر با من داستان غم بی حد مسافر با من ترم هایی که مرا عشق خداوند اموخت علم وایمان و شکوفایی و لبخند آموخت درس هایی که اساتید به ما می دادند درس آزادی و توحید به ما می دادند؟ لحظه هایی که فقط بوی طراوت می داد دل ما را به دل تنگ تو عادت می داد... اینهمه خاطره چون در و گهر اما حیف جزوه های پر از ابهام هنر اما حیف خاطراتی که پر از عطر اقاقی هستند در نهانخانه ی دل جاری وباقی هستند خاطره مثل درختیست تناور در خاک مثل دریایی از احساس شناور در خاک پرسیدم چیستی؟ گفت:غم فکر کردم غم عروسکی است که میتوانم تا پایان عمر با آن بازی کنم اما... اما بعدها فهمیدم عروسکی هستم که بازیچه غم شده ام... شبی غمگین ، شبی بارانی وسرد.. مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من می گفت: تنهایی ، غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستی ام بود و ندانست.. که در قلبم چه آشوبی به پا کرد او هرگز شکستم را نفهمید اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
![]()
عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی،
دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال.
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج میگیرد.
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر میگذارد
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی میکند.
عشق طوفانی ومتلاطم است،
دوست داشتن آرام و استوار و پروقار وسرشاراز نجابت.
عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست،
دوست داشتن ،دراوج،از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن رااززمین میکند و باخود به قله ی بلند اشراق میبرد.
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
عشق یک فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.
عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا کردن.
عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.
عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.
عشق همواره با شک آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر.
ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.
عشق نیرویی است در عاشق ،که او را به معشوق میکشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، که دوست را به دوست می برد.
عشق تملک معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد که همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.
در عشق رقیب منفور است،
در دوست داشتن است که: "هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند" که حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد
دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است ، یک ابدیت بی مرز است و از جنس این عالم نیست."![]()
![]()
![]()
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
به نظر می رسد این احساسات نیاز مغز به شناسایی شخصیت و خصوصیات طرف مقابل را کاهش می دهند.
محققین بر این باورند که عشق مرد و زن و یا عشق مادرانه تاثیر یکسانی بر مغز دارند. یک تیم تحقیقاتی مغز 20 مادر را به هنگام مشاهده عکس فرزندانشان اسکن کردند و به این نتیجه رسیدند که فعالیت مغزی این مادران بسیار شبیه به افرادی بود که درگیر احساسات عاشقانه بودند.
مطالعات نشان می دهد که فعالیت بخشی از مغز این افراد که سیستم ارزش گذاری و پاداش (reward system) نام دارد افزایش یافته است.
هنگامیکه اینگونه از قسمت های مغز به علت ایجاد احساسات عاشقانه تحریک می شوند - مثلا مانند زمان غذا خوردن، نوشیدن و یا بدست آوردن پول - احساس نشاط و رضایتمندی در انسان افزایش یافته و فعالیت سیستم قضاوت های منطقی و منفی در مغز کاهش می یابد.
براساس این تحقیقات تنها تفاوت عشق زن و مرد و عشق مادرانه اینست که در عشق بین زن و مرد فعالیت هیپاتالاموس مغز به شدت افزایش یافته و چندین برابر بیشتر از دیگران می شود.
![]()
خیلی ها می گن دوست داشتن بهتر از عشق است.
درسته؟
ولی باید بدونن که اگه فردی، فرد دیگه ای رو دوست داشته باشه ،
این به خاطر رفتار های فرد و کلاٌ شخصیت خوب اون فرد است.
که اگه یکی دیگه پیدا بشه و رفتارها و شخصیت بهتری داشته باشه ما اون رو بیشتر دوست می داریم.
اما عشق...
عشق به خاطر خود اون فرد است که رفتار و شخصیت هم جزیی
از اون فرده که حتی اگه کسی بیاد که شخصیت بهتری داشته باشه،
ما فقط به عشق خودمون فکر می کنیم چون علاقه ما به خودش است
و نه چیز دیگه.
پس تو دوست داشتن خیانت وجود داره،
ولی تو عشق که دوست داشتن هم صد در صد جزء اون هست،
فقط وفا حرف اول رو می زنه.
حالا دوست داشتن بهتره یا عشق؟
عشق یا دوستی
![]()
نسبت عمر دنيا به عمر زمين:
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.
اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.
جواب 3 بدست مي آيد.
اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!
سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني:
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
باور نداريد؟ گوش كنيد!
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!
بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:
سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).و اين سخن حقيقت است!![]()
:ادامه مطلب:![]()
.
2- هيتلر از مکان هاي بسته وحشت داشت!
.
3- مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند!
.
4- هر انسان تا 8 ثانيه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است!
.
5- اغلب مارها 6 رديف دندان دارند!!
.
6- وقتي به خورشيد نگاه مي کنيد 8 دقيقه قبل از آن را مشاهده ميکنيد
.
7- قلب ميگو در سر آن واقع است
.
8- ظروف پلاستيکي تقريبا 50 هزار سال در برابر تجزيه مقاومند
.
9- حدود 250 نفر از محققان ( ناسا ) ايراني هستند و رئيس کامپيوتر ناسا يک ايراني است
.
10- دانشمندان دريافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خميازه ميکشند
.
11- حس بويائي مورچه با سگ برابري ميکند
.
12- کوچکترين سگ دنيا ((دارکيده پتز بورگ)) نام دارد که 600 گرم وزن دارد
.
13- آيا ميدانستيد تصميم بر اين بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود؟
.
14- - با 30 گرم طلا مي توان نخي به طول 81 کيلومتر درست کرد
.
15- فنلاند از 179 هزار و 585 جزيره تشکيل شده است!
.
16- - زمين در آغاز پيدايش 2000 بار بزرگتر از حجم کنوني بود
.
17- در زبان عربي براي کلمه ي شمشير 850 واژه ي مختلف وجود دارد
.
18- گرانترين کفش دنيا 1ميليارد و 700 ميليون تومان است!!
.
19- براي تخمين زدن حشره هاي روي زمين کافيست به ازاي هر
انسان 200 ميليون حشره ريز و درشت در نظر بگيريم!
.
20- کوسه با شنيدن ضربان قلب طعمه ي خود آن را پيدا ميکند!
.
21- در دنيا تعداد جوجه ها از آدم ها بيشتر است
.
22- فيل تنها حيواني ست که نمي تواند بپرد
.
23- در مونيخ بيمارستاني براي افراد سرخورده ساخته شده است
.
24- قلب وال در هر دقيقه فقط 9 بار مي تپد
.
25- ايرانيان در انگليس ثروتمند ترين قشر هستند حتي ثروتمند تر از ملکه اليزابت
.
26- در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاند نو 44 ميليون راس اعلام شد
در حالي که جمعيت اين کشور 4 ميليون نفر بود!!
.
27- يک انسان بالغ 5 ليتر خون در رگ هاي او جاريست که اگر 5/1 ليتر
را از دست بدهد احتمال مرگش بسيار است
.
28- قوه ي چشايي پروانه در پاهاي آن تعبيه شده است
.
29- اگر تمام نمک هاي آب هاي دنيا را جمع کنيم مي توانيم کره خشکي را با لايه اي نمک به قطر 150 متر بپوشانيم
.
30- گرده گل هرگز فاسد نمي شود
.
31- جوانان هندي شادترين و ژاپني ها افسرده ترين هاي جهان هستند
.
32- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتي است که تلويزيون مي بينيد
.
33- %90 سم مار از پروتئن تشکيل شده است!
.
34- چشم انسان معادل يک دوربين 135 مگا پيکسل عمل مي کند
.
35- وزن ا قاشق چاي خوري از سياه چاله ها 2 ميليارد تن است
.
36- يک سياهچال در کهکشان راه شيري وجود دارد که در هر ثانيه 1000 بار به
دور خود مي چرخد
.
37- اولين فردي که در اروپا اقامت گرفت يک زن ايراني بود و بعد مساله اقامت
خارجي ها مطرح شد
.
38- خورشيد کوچکترين ستاره زمين است!
.
39- آب دريا بهترين ماسک صورت است
.
40- سرعت عطسه يک انسان برابر است با 160 کيلومتر در ساعت ![]()
![]()

![]()
دانند چه کنند . حرف دل خیلی هاست رسیدن به محبوب ... (که البته توسط خود آگاه آنها انتخاب شده است). گفتم خود آگاه و تاکید کردم چون: شما او را دیده اید ( خود آگاه ) و به او دل دادید کاری نداریم بر اساس شناخت هست یا علاقه ظاهری. یا دلایل پیچیده روان شناسی مثل: شباهت به پدر یا مادر شما و یا ... ) به هر حال علاقه مند او شده اید. اکنون می خواهید او نیز متقاعد شود
.
می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد ؟ بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود ... جمعیت جهان تقریبا 6 میلیارد نفر است و یک نفر جفت روحی شماست
تصور کنید: انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید. از لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به 1 است یعنی 100%. حال این که این شخص کجاست و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب . ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات باشید با او می رسید
حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم : کسی هست که او را دوست داری ... این شخص ممکن است جفت روحی ای باشید که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟
اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی. اگر پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست خوشبخت شوید. چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه خود اعتماد کردند و تن به ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید 4 نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. 4 نفری که می توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند
خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و معجزات را برایتان به ارمغان می آورد
خود آگاه شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند: در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و سر کار شما ؛ خود آگاه تان جنس مخالف اطراف خود را می بیند... ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد. ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد
اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود. فراموش نکنید که ندای درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند... وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید. نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می کنیم... رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه زیبایی می کنند
اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید... اگر هم عشق امروز شما جفت روحی شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد ... باور کنید این رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است... شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کار ها که نمی کنند
یین : خوابه ، ینگ: بیداری
حرکت و جنب و جوش
و در هم؛ در می آمیزند
نه سکوت را احساس می کنند نه حرکت و جنب و جوش اطراف
را ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شايد نشه با خوندن مهمترين آموخته زندگی يکنفر به جای اون قرار گفت و زندگی کرد ولی ميشه حداقل همون نيرو زمان و .... براش صرف نکرد و اون تجربه رو بدست آورد. اينها يه چند نمونه از اين موارده که من خودم که خيلی باهاشون حال کردم. 1- من آموختم که هر چقدر بزرگتر می شوم کمتر به من توجه می شود.(۶ساله)
۲ـ من آموختم که هيچ وقت برای التيام بخشيدن به يک رابطه صدمه ديده دير نيست.(۵۷ساله)
3ـ من آموختم که هر موفقيت بزرگی در ابتدا نا ممکن به نظر رسيده است.(۴۷ ساله)
4ـ من آموختم که برای اينکه روز خوبی داشته باشی در طبيعت به دنبال نشاط و زيبايی باش. گوش کن تا صدای زيبا بشنوی . با ديگران سخن مهر آميز بگو و برای يک نفر بدون اينکه خودش بفهمد،يک کار خوب انجام بده.(۸۵ساله)
۵ـ من آموختم که تقريبا هيچ کالالی مرغوبی ارزان نسيت.(۵۲ ساله)
۶ـ من آموختم که بچه دار شدن مشکلات زناشويی را حل نمی کند.(۲۴ساله)
۷ـ من آموختم که ديدن درد و غم ديگرای بدترين درد است.(۴۶ساله)
8ـ من آموختم که هنوز خيلی چيزها هست که بايد ياد بگيرم.(۹۲ساله)
۹ـ من آموختم که نمی توانم از ديگران انتظار داشته باشم که مشکلات مرا حل کنند.(۳۴ساله)
۱۰ـ من آموختم که انسانهای سخاوتمند کمتر دچار مشکلات ذهنی و احساسی می شوند.(۵۱ساله)
۱۱ـ من آموختم که اگر می خواهی ميهمانی بروی بايد خودت هم ميهمانی بدهی.(۳۸ساله)
۱۲ـ من آموختم که عشق قلب آدم را ميشکند ولی ارزشش را دارد.(۲۶ ساله)
۱۳ـ من آموختم که بهترين دوستانم آنهايی هستند که مرا دچار مشکل ميکنند.(۱۱ساله)
۱۴ـ من آموختم که هر وقت به مسافرت می روم آرزو می کنم که کاش در خانه بودم و هر وقت در خانه هستم دلم می خواهد در مسافرت باشم.(۵۹ساله)
۱۵ـ من آموختم که موفق زندگی کردن مثل نواختن ويلون است که بايد هر روز تمرين کنی.(۷۰ساله)
۱۶ـ من آموختم که لازم است اجازه دهيد کودکان شما کودک باشند.(۳۷ساله)
۱۷ـ من آموختم که هيچ گاه نبايد قبل از حل و فصل مجادله ای به رختخواب برويد.(۷۳ ساله)
۱۸ـ من آموختم که نمی شود يک تکه کلم را در يک ليون شير پنهان کرد.(۷ساله)
۱۹ـ من آموختم که اعتماد ، تنها عامل مهم در روابط شخصی و کاری است.(۲۰ساله)
۲۰ـ من آموختم که بيشتر چيزهايی که درباره آنها نگران هستيم اتفاق نمی افتند.(۶۴ساله)
۲۱ـ من آموختم که مهمترين تصميمی که در زندگی می گيری اين است که ببينی با چه کسی می خواهی ازدواج کنی.(۹۵ساله)
۲۲ـ من آموختم که همواره بايد به آينده فکرکنم ، هنوز کتابهايی برای خواندن ، غروبهايی برای تماشا کردن و دوستانی برای ديدن وجود دارند.(۸۶ساله)
۲۳ـ من آموختم کسانی هستند که تو را عاشقانه دوست دارند فقط نمی دانند چطور اين احساس را نشان بدهند.(۴۱ساله)
۲۴ـ من آموختم که پدرم می تواند خيلی حرفها بزند که من نمی توانم.(۸ساله)
۲۵ـ من آموختم که اگر کسی حرف ناشايستی درباره ام زد من به زندگی ادامه بدهم تا بقيه چنين چيزی را باور نکنند.(۳۹ساله)
۲۶ـ من آموختم هنگامی که بازسازی می کنی همه چيز دو برابر آن مقداری که فکر می کردی طول می کشد و هزينه بر ميدارد.(۴۸ساله)
۲۷ـ م آموختم که ۹۰ درصد اتفاقاتی مه برای من رخ ميدهند خوب و فقط ۱۰ درصد آنها بد هستند و برای اينکه خوشحال باشم بايد روی آن ۹۰ درصد تمرکز کنم.(۵۴ساله)
۲۸ـ من آموختم که بدون مخاطره کردن نمی شود قهرمان شد.(۴۳ساله)
۲۹ـ من آموختم که هر چه خلاق تر باشی چيزهای بيشتری را درک می کنی.(۵۱ساله)
۳۰ـ من آموختم که آدم نبايد خودش را با بهترين کاری که بقيه می کنند مقايسه کند، آدم بايد خودش را با بهترين کاری که خودش می تواند انجام دهد مقايسه کند.(۳۱ساله)
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




